نگرانم فردا یه ارائه ی مهم دارم که بهش مسلط نیستم این ترم خیلی سنگین شده واقعا منم که دل به کار نمیدم دلم واسه مامان تنگ شده خوابم بهم ریخته از اینکه ناگهان هفت صبح از خواب میپرم و تا هشت فقط به دیوار زل میزنم کلافه شدم دلم میخواست میتونستم بخوابم  چشمام میسوزه یه کتاب ۴۰۰ صفحه ای رو یه روزه خوندم و نکته برداری کردم تحلیلشم که واقعا سخت بود دل دردای شدیدم برگشتن امروز یکم باهاش دست و پنجه نرم کردم ریشه های عصب و انتقال پیام دردو کاملا احساس میکردم اما نمیدونم چرا انقدر دوسش دارم درد باعث میشه فقط به درد فکر کنم ذهنم آروم میشه اینطوری، از اینکه آخمم در نمیاد هم خوشم میاد کیی جز خودم میفهمه که در حال درد کشیدنم تازه همونطوری برای بابا شام پختم و به کارای علی رسیدم نمیدونم چمه شاید باید نگرانش باشم کم‌ کم و یه چکاپ یا سونوگرافی چیزی برم اما حوصله شو ندارم چه اهمیتی داره بذار همینطوری باشن چرا دارم اینارو میگم؟ نمیدونم واقعا یه لحظه دلم خواست یکی دلش برام بسوزه اما تو از ترحم خوشت نمیاد! ای بابا حالا باید نصف شبی ام منو روانکاوری کنی بسه دیگه برو خونتون بای فور اور ای خدا من کی از دست تو مشاور ناشی خلاص میشم

آخرین نظرت در موردم غوغا کرد اما جرئت نکردم ثبتش کنم تو راست میگفتی من ناتوان در عشقم درای قلب من بستس غیر اون همش تظاهره بشقاب غذای رنگی جلوی پسر بچه های گرسنه اما سایه ی شوم کارد به دستی که ایستاده بالا سرشون و میگه اجازه ندارن بهش دست بزنن چطور میشه بهت نزدیک شد وقتی انقدر بی رحمی کدومو باور کنن؟ چطور تب چیزی رو داری که استعدادشو نداری "ناتوان در عشق" آره در مورد تو صدق میکنه هیچی بیشتر از این بهت نمیاد با دست پیش میکشی و با پا پس میزنی! نگاه کن تو میتونستی امروز بهش بگی که چقدر درد داری اونم میتونست نوازشت کنه و نگرانت باشه بهت یادآوری کنه که چقدر براش مهمی و چقدر دوستت داره اما تو سرگرم بازی احمقانه ی خودت بودی که چیو ثابت کنی؟دوست داشتنی یا خواستنی نبودنتو؟ اینکه مشکل از تو نیست؟ داری کیو گول میزنی تو پیروز نشدی فقط حقه زدی گفتی درای قلبتو باز میکنی اما این کارو نکردی حق نداری شاکی باشی که چرا کسی تو نیومد تو اجازه ندادی مثل همیشه تو فقط تنهایی رو دوست داری و همه ام اینو میدونن تویی که مشکل داری تویی که سد معبری این درای آهنی قلبته که زنگار گرفته تو نمیخوای که دوست داشته بشی وگرنه جهان که خالی نیست داری خستم میکنی تویی که گریه نمیکنی...